تبليغاتX
موج سنگین گذر زمان
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست-- زحمتی میکشم ازمردم نادان که مپرس
 

"عزيز!

عشق. مسافري در مسافرخانه مي ايستد.

شبي را در آنجا مي گذراند، غذايش را مي خورد و تا چنين مي كند،

بارديگر وسايلش را مي بندد و به سفر ادامه مي دهد.

ولي آن ميزبان ، او جايي براي رفتن ندارد.

كسي كه نمي ماند ميهمان و كسي كه مي ماند، ميزبان است.

حالا تو كيستي؟ ميهمان يا ميزبان؟

مراقبه كن. نياز به هيچ پرسشي نيست. در عوض، درك كن.

زيرا تمام پاسخ ها مال ميهمان است و فقط ادراك به ميزبان تعلق دارد. ولي مرا باور نكن.

شايد من فقط تو را فريب مي دهم. به درون برو و خودت درياب."

اوشو

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 22:56  توسط مصطفی علی میرزایی  | 

 

چون تو در آینه نگری آینه را نبینی زیرا که مستغرق جمال خودی. و نتوان گفت که آینه نیست شد یا آنکه جمال شد یا جمال آینه شد. دیدن قدرت در مقدورات همچنین دان. بی تفاوت.

  و ارباب قدم این را الفناء فی التوحید گویند...

عین القضات                

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 6:41  توسط مصطفی علی میرزایی  | 

 

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟!

                               مانده خاکستر گرمی

                                                        جایی؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 6:37  توسط مصطفی علی میرزایی  | 

 

تا به حال دیده اید نوجوانی چهارده ساله خودش را حلق آویز کند؟!

انا لله و انا الیه راجعون...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 6:13  توسط مصطفی علی میرزایی  |