+
نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 15:24  توسط مصطفی علی میرزایی
|
ما نوشتیم و گریستیم. ما خنده کنان به رقص برخاستیم. ما نعره زنان از سر جان گذشتیم... کس را پروای ما نبود. .. در دور دست مردی را به دار آویختند. کسی به تماشا سر بر نداشت. .. ما نشستیم و گریستیم. ما با فریادی از قالب خود برآمدیم.