روي نيكو را دانايان سعادتي بزرگ دانسته اند و ديدنش را به فال فرخ داشته اند و چنين گفته اند كه سعادت ديدار نيكو در احوال مردم همان تاثير كند كه كواكب سعد بر آسمان و مثال اين چنان نهاده اند چون مثل جامه كه عطر اندر صندوق بود كه از وي بوي گيرد و بي عطر آن بوي به مردم برساند و چون مثال عكس آفتاب كه بر آب افتد و بي آفتاب به ديگر جاي عكس برساند زيرا كه نيكويي صورت بهري است از تاثير كواكب سعد كه به تقدير ايزد تعالي به مردم پيوندد.
و نيكويي به همه زبانها ستوده است و به همه خردها پسنديده و اندر جهان چيزهاي نيكو بسيار است كه مردم از ديدارشان شاد گردد و به طبع اندر تازگي دارد وليكن هيچ چيز بجاي روي نيكو نيست زيرا كه از روي نيكو شادي آيد چنانكه هيچ شادي به آن نرسد و گفته اند روي نيكو دليل نيكبختي اين جهان است و چون روي نيكو با خوي نيكو يار شود آن نيك بختي به غايت رسيده باشد و چون به ظاهر و باطن نيكو بود محبوب خدا و خلق گردد.
نوروز نامه خیام نیشابوری