رب توفني مسلماً والحقني باالصالحين : «پروردگارا! مسلمانم بميران و به نيکانم ملحق بفرما!»
مادر سفره را چیده است. همسایه روبرویی حلوا آورده است عمه زهرا حلیم. یک کاسه خرما و یک سبد سبزی تازه و نان سنگکی که وسط سفره پهن شده تمام نگاه ها را به خود جلب کرده است. سماور و چای آماده است. فقط مانده یک سیب. مادر برای هر کداممان یک قاچ سیب بریده کنار گذاشته است. بوی مهربانی از سیب تراوش می کند. اولین افطار شوق در چهره ی خانواده رویانده است.
پدر تسبیح می گرداند. مادر قرآن می خواند. من ایستاده به دعا با ربنای شجریان.
این غروب غروب دیگری است.
الظلمُ نارٌ فلا تَحقرْ صَغيرَتهُ
لعلَّ جَذوةَ نار ٍ اَحرَقَتْ بلَدا
ظلم همچون آتش است. بنابر این ذره کوچکی از آن را هم حقیر مشمار. چه آنکه ممکن است جرقه ای کوچک ازآتش شهری را بسوزاند.
مهر؛ «حجاب» در ترکیه تنها تکه پارچه ای که زنان بر سرشان می گذارند، نیست؛ بلکه جایگاهی مهم و مبارزه با قانون سکولاریسم ترکیه به شمار می رود. به رغم تلاش های دولت ترکیه در مبارزه با حجاب، زنان محجبه افزایش زیادی پیدا کرده اند. این مساله باعث شده است تا زنان محجبه به ویژه در زمینه آموزش و کار در تنگنا قرار گیرند.
بر اساس تحقیقات غیررسمی اینک 70 درصد زنان ترکیه محجبه هستند. حجاب برای زنان امتیاز به حساب می آید و به معنای ضعف آنها نیست. حجاب نشانگر همان توانایی است که در کشورهای اسلامی وجود دارد.
هزاران نفر از زنان ترکیه به دلیل مساله حجاب برای اتمام تحصیلات دانشگاهی خود از این کشور خارج شده اند. به ویژه در آذربایجان که زبان ترکی در آن اشاعه یافته، پراکنده شده اند. اقدامات و فعالیت های دانشگاه ها یا ادارات رسمی روزانه مقابل زنان محجبه مدام تکرار می شوند و به زنان محجبه اجازه ورود به این اماکن را نمی دهند.
بنابراین زنان صبح حجاب خود را برمی دارند و هنگام خروج از دانشگاه یا محل کار دوباره آن را بر سر می گذارند. این یکی از شیوه هایی است که بیشتر زنان ترک به آن پناه برده اند تا هم حجاب و هم کار و دانشگاه خود را حفظ کنند. اما زنان دیگری هم هستند که کلاه یا کلاه گیسی بر سرشان به جای حجاب قرار می دهند که این کار خشم دولت را برنمی انگیزد. زنان محجبه از سوی دولت ترکیه و مراکز حقوقی و حتی زنان غیرمحجبه مورد برخورد و خشونت قرار می گیرند.
(نقل از سايت اصلاح)
عده اي هستند كه «نوگرا» و تجدد طلب يا «روشن فكر» خود را مي نامند. اين عده بر اين باور اند كه تنها راه براي پيشرفت و تمدن، حذف دين از عرصه هاي زندگي است.
من خطاب به آنان مي گويم كه : كنار نهادن دين از زندگي انسان ها كاري غير ممكن است و اگر هم چنين امكاني وجود داشته باشد اقدامي بي سود و سرانجام و حتي فاجعه بار است. زيرا انسان ِ منهاي دين انساني بدون ريشه و پايه و بدون اميد و خرد است. انساني است بدون در و پيكر و نفوذ پذير ، انساني است كه اطمينان و رضايت را از دست داده ترديد و پريشاني او را در هم كوبيده و از هدف و راز و رمز زندگي كه همان دين است محروم گرديده است.
چنان چه بي نيازي انساني از دين روا باشد، براي انسان عرب و شرقي حتي يك روز هم بي نيازي از دين ممكن و ميسر نيست. به ويژه اگر آن دين اسلام باشد؛ اسلامي كه خداوند آن را آخرين رسالت از رسالت هاي خويش گردانيده و ويژگي ها و عناصري مانند «ماندگاري فراگيري و جهاني بودن» را در لابلاي آن قرار داده است. ويژگي هايي كه آن را به حق دين آينده ي بشريت گردانيده و به وسيله ي آن تباهي هاي گذشته را اصلاح و فرسودگي هاي پيشين را بازسازي مي نمايد. اما به شرطي كه مسلمانان به درستي آن را بفهمند. به حق آن را به اجرا بگذارند به روشي درست آن را تبليغ نمايند و ديگران را به آن فرا بخوانند و با بهره گيري از زبان خاص قرن بيست و يكم ، زباني كه براي مردم قابل فهم باشد آن را عرضه كنند.
به همين خاطر لازم است كج فهمي و كج انديشي ديني را كه زمينه ساز پيدايش خرافات در عرصه عقايد، بدعت ها در عرصه ي عبادت، منفي گرايي در عرصه تربيت، ركود در عرصه انديشه و كوتاهي در زمينه سنت ها و مسئوليت هاي زندگي گرديده اند، كنار بگذاريم.
با توجه به اين موضوع كه گرايش هايي مانند كمونيست كه براي بي نيازي از دين تلاش نمودند، خود دين ديگري را پديد آوردند كه خدا و پيامبر ، شيطان مقدسات باور ها عبادات و بهشت و دوزخ مخصوص به خود را داشت. آنان از دين حق و راستين رويگردان شدند و به دين باطل و بيهوده گرويدند و به راستي كه بدترين جايگزين را براي دين حق پديد آوردند!
دكتر يوسف قرضاوي
چون تو در آینه نگری آینه را نبینی زیرا که مستغرق جمال خودی و نتوان گفت که آینه نیست شد یا آنکه جمال شد یا جمال آینه شد. دیدن قدرت در مقدورات همچنین دان بی تفاوت ٬ و ارباب قدم این را الفناء فی التوحید گویند.
يا ايهاالذين آمنو هل ادلكم علي تجارت تنجيكم من عذاب اليم. تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله به اموالكم و انفكسم. ذالكم خير لكم ان كنتم تعلمون...
جهاد براي فلسطين بر همه ي مسلمانان فرض عين است.


... ديگر از مرگ هيچ هراسي ندارم حتي اگر همين الان بيايد.
از اين زندگي بهره بسيار برده ام، منظورم اين است كه بدان بسيار بخشيده ام.
چه بسا كه فرق نهادن بين «گرفتن» و «بخشيدن» بسيار مشكل است. آخر در دنياي روح آن دو را معنا و مفهوم يگانه اي است. هرگاه چيزي بخشيده ام در حقيقت آن را گرفته ام ؛ نه اينكه كسي چيزي به من داده باشد. منظورم اين است كه من همان چيزي را كه بخشيده ام دوباره پس گرفته ام. زيرا خوشحالي ام نسبت به آنچه بخشيده ام كمتر از شادي آناني كه آن را گرفته اند نبوده است.
از مرگ هيچ ترس و وحشتي ندارم حتي اگر همين لحظه فرا رسد.
در حد توان خويش آنچه توانسته ام انجام داده ام. كارهاي بسيار زيادي است كه اگر عمر به من اجازه دهد مي خواهم آن را انجام دهم اما اگر نتوانم حسرت و پشيماني قلبم را نمي بلعد چرا كه ديگران انجامش خواهند داد. من اطمينان كامل دارم آن كس كه بر اين دنيا نظارت دارد هرگز انديشه و فكري را كه شايستگي ماندن دارد ضايع نمي كند؛ آنچه كه من در نظر دارم اگر شايسته ي زيستن است هرگز نخواهد مرد(1)
--------------------------------------
(1) قسمتي از متن نامه اي كه شهيد سيد قطب قبل از اعدام – سال 1966م- براي خواهر اديبش « امينه قطب» ارسال كرده است. و اولين بار آن را مجله «الفكر» چاپ تونس در شماره 6 مارس 1995ميلادي منتشر كرده است.
گذرنامه انسان
نام: انسان
نام خانوادگي: آدمي زاد
نام پدر: آدم
نام مادر: حوا
لقب: اشرف مخلوفات
نژاد: خاكي
محل سكونت: كهكشان راه شيري منظومه شمسي زمين.
صادره : سراچه دنيا
مقصد:سراي آخرت
ساعت پرواز: نامعلوم
مكان پرواز: نامعلوم
حضور در فرودگاه: لحظه اي قبل از حركت
وسايل لازم:
دومتر پارچه سفيد. عمل نيك. علم مفيد. دعاي اولاد صالح. دعاي مومنين.
اضافه بار مجاز: عمل صالح كاملاً مجاز است
توصيه هاي ايمني: اجراي دقيق آموزه هاي كتاب و سنت پيامبر(ص)
براي كسب اطلاعات بيشتر به قرآن و سنت پيامبر مراجعه فرمائيد.
تماس و مشاوره هم به صورت شبانه روزي رايگان مستقيم و بدون وقت قبلي خواهد بود.
در صورتيكه قبل از پرواز با مشكلي روبرو شديد با شماره هاي زير تماس بگيريد:
186 بقره – 45 النساء– 129 توبه – 55 اعراف – 2و3 الطلاق
سفر خوشي را در پيش داشته باشيد

النبي اولي بالمومنين من انفسهم...
اهانت به پيامبراسلام اگر دل مرا نلرزاند اگر قلب مرا به درد نياورد پس چه چيز مي تواند علاقه ام به پيامبر نور و رحمت را ثابت كند؟ نشان اسلام من كجاست؟
پيش از آنكه ايراني باشم واهل خراسان، مسلمانم و حاشا حاشا كه كناره اي بگزينم و سخني ننويسم.
قلم ني را برمي دارم و نوك آن را در مركب فرو مي برم ؛
الهم صل علي محمدو علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم وعلي آل ابراهيم انك حميد مجيد.
و در مرتفع ترين قسمت ديوار اين خانه مي چسبانم.